|
به نظرتون چرا؟ نه همه درس خونن !!! + نوشته شده در 15:37 توسط مهدی محمدی |
اهل دانشگاهم ، روزگارم خوش نیست ژتونی دارم ، خرده عقلی ، سر سوزن شوقی اهل دانشگاهم ، پیشه ام گپ زدن است گاه گاهی می نویسم تكلیف می سپارم به شما تا به یك نمره ناقابل بیست كه در آن زندانی ست ، دلتان زنده شود چه خیالی چه خیالی می دانم گپ زدن بیهوده است خوب می دانم دانشم بیهوده است استاد از من پرسید چقدر نمره زمن می خواهی من از او پرسیدم ، دل خوش سیری چند اهل دانشگاهم ، قبله ام آموزش جانمازم جزوه ، مشق از پنجره ها می گیرم همه ذرات وجودم متبلور شده است درسهایم را وقتی می خوانم كه خروس می كشد خمیازه مرغ و ماهی خواب است خوب یادم هست ، مدرسه باغ آزادی بود درس بی كرنش می خواندیم ، نمره بی خواهش می آوردیم تا معلم پارازیت می انداخت ، همه غش می كردیم كلاس چقدر زیبا بود و معلم چقدر حوصله داشت درس خواندن آنروز ، مثل یك بازی بود كم كمك دور شدم از آنجا بار خود را بستم ، عاقبت رفتم در دانشگاه به محیط خشن آموزش و به دانشكده علوم سرایت كردم رفتم از پله كامپیوتر بالا ، چیزها دیدم در دانشگاه من گدایی دیدم در آخر ترم در به در می گشت یك نمره قبولی می خواست من كسی را دیدم ، از دیدن یك نمره ده دم دانشگاه پشتك می زد من نمی خندم اگر دوست من می افتد من نمی خندم اگر نرخ ژتون را دوبرابر بكنند و نمی خندم اگر موی سرم می ریزد من در این دانشگاه در سراشیب كسالت هستم خوب می دانم استاد ، كی كوئیز می گیرد برگه حذف كجاست ، سایت و رایانه آن مال من است تریا، نقلیه و دانشكده از آن من است ما بدانیم اگر سلف نباشد ، همگی می میریم و اگر حذف نباشد ، همگی مشروطیم نپرسیم كه در قیمه چرا گوشت نبود كار ما نیست شناسایی مسئول غذا كار ما نیست شناسایی بی نظمی ها كار ما شاید اینست كه در مركز پانچ پی اصلاح خطاها برویم
اهل دانشگاهم ، رشته ام علافیست جیبهایم خالی ست دوستانی همه از دم ناباب خوب میفهمم سهم آینده من بیكاریست وچرا در وسط سفره ما مدرك نیست كار ما نیست جواب غلطی تحمیلی كار ما شاید این است كه مدرك در دست + نوشته شده در 15:27 توسط مهدی محمدی |
+ نوشته شده در 14:47 توسط مهدی محمدی |
هنگام درس دادن استاد سر کلاس : (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) وقتی استاد خبر امتحان رو میده : (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) موقع امتحان: (←.←) (→.→) (←.←) (→.→) (←.←) (→.→) وقتی استاد موقع امتحان حواسش جمع میکنه واسه مچ گیری: (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) وقتی که نمره ها رو میزنن : (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) + نوشته شده در 13:31 توسط مهدی محمدی |
ای کسی که مدت پادشاهی ات به اخر نمیرسد و ای کسی که خزانه های رحمتت فنا نمیپذیرد برای ما در رحمت خود بهره ای برقرار کن. من را انگونه حیامند کن که گویی حضور عزیزت را احساس می کنم. خدایا!من را با تقوای خودت سعادتمند گردان. + نوشته شده در 13:50 توسط مهدی محمدی |
+ نوشته شده در 13:43 توسط مهدی محمدی |
موجودی است پیچیده چسبیده به موبایل و هنزفری و لاک و شلوار کوتاه و کفش سه خط اسپرت و موهای پریشان.ره توشه سفرش از خونه تا دانشگاه سامسونت خالی یا کیفی سرشار از لوازم تغییر قیافه وآینه که همدم تنهایی دانشجوست. صندلی های فضای سبز دانشگاه مامنی است برای فعالیت های الکترونیکی (بلوتوث بازی)وی علاقه بسیار زیادی به کنجکاوی در کار دیگران دارد هنوز کلاس شروع نشده هر از ۵ دقیقه به استاد خسته نباشی میگوید وآرزوی دیرینش برگذاری کلاس در حیاط دانشگاه است. کلاسهای فصل پاییز جبهه جنگ بزرگی بر سر معضل کولر است که موافقین و مخالفین از هر سوی کلاس شعار سر میدهند و ادعای حق خود دارند . عجب آشفته بازاری است اینجا!!!!!!!!!!!!!!!!! جورابهای بدون پا، مقنعه های بدون سر وکلاسورهای بدون جزوه . عینک آفتابی که همچون لیموزین های وزرای آمریکا سیاه هستند. لباس های در حال انفجار که برخی دکمه می پرانند. ساعت دیواری هایی که روی مچ بسته شده اند. صدای زنگ های موبایل همچون ماشین عروس هایی است که بوق زنان از جلوی انسان گذر می کنند. + نوشته شده در 19:24 توسط مهدی محمدی |
از دید مسئولین بالا مقام دانشگاه : - مهمترین رکن یک دانشجوی نمونه ، پرداخت به موقع شهریه است . برای دیدن کل مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید + نوشته شده در 12:29 توسط مهدی محمدی |
+ نوشته شده در 23:7 توسط مهدی محمدی |
+ نوشته شده در 22:52 توسط مهدی محمدی |
|
| ||||||